غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
2
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
[ جلد دوم ] بسم اللّه الرّحمن الرّحيم الحمد للّه الذى جعل النبيين لسان صدق عليا و بعث الاميين رسولا هاديا مهديا صلى اللّه عليه و آله غدوا و عشيا و سلم عليه و عليهم سلاما تقيا زكيا و بعد نموده مىشود كه اين صفحات فوايد اثر مجلد ثانى است از كتاب حبيب السير مشتمل و محتوى بر بيان مناقب و مفاخر ائمه اثنى عشر سلام اللّه عليهم الى يوم المحشر و ذكر وقايع زمان حكام بنى اميه و بنى عباس و پادشاهانى كه معاصر عباسيان بودهاند و در اطراف جهان باستقلال حكومت نمودهاند و درين مجلد نيز چهار جزو مسطور خواهد شد جزء اول در ذكر مناقب و مفاخر ائمه اثنى عشر سلام الله عليهم ما طلعت الشمس و القمر چون كلك سخنگوى بامداد مداد * در گلشن اخبار زبان بازگشاد برطبق حديث ( كل امر ذى بال ) * از حمد الهى سخن آغاز نهاد آغاز سخنگذارى به حمد و ثناى حضرت بارى شيوهء ستوده راويان اخبار اخيار است و بنياد نغمهسرائى بسپاس و ستايش كردگارى شيمهء رضيهء بلبلان چمن احوال ابرار مثنوى طوطيان چمن راز كهن * نغمهسنجان نواساز سخن چون نوائى ز نو آغاز كنند * پرده از راز كهن باز كنند اول از حمد الهى گويند * شكر غيرمتناهى گويند لاجرم خامهء پاكيزه نهاد * دفتر حمد خدا بازگشاد آنخداوندى كه اوصاف زبان فصيح هرچند در اوصاف ساحت عزتش جواهر الفاظ گزيده در رشتهء بيان كشد عاقبت بعجز معترف گشته بكلمهء ( لا احصى ثناء عليك ) تكلم نمايد و كشاف بيان صحيح چندانكه در شرح اصناف غايت قدرتش فزايد عبارت سنجيده بر منصهء ظهور آورده بالاخره بتقصير متصف بوده زبان بحديث ( انت كما اثنيت على نفسك ) بگشايد رباعى اى لطف تو سرمايهء اصناف كرم * بخشد كرمت علم باشراف امم از مدح تو عاجز است مداح زبان * در وصف تو قاصر است وصاف قلم معبودى كه آية وافى عنايت ( وَ رَفَعْناهُ مَكاناً عَلِيًّا ) مخبر از علو شأن سالكان طريق عبوديت اوست و كلام معجز انتظام ( و يطعمون الطعام على حبه مسكينا و يتيما و اسيرا ) مشعر بوفور احسان بندگان درگاه الوهيت او مثنوى كريمى كه فضلش نمايان بود * نوازندهء بىنوايان بود بغفران دهد عاصيان را نويد * باحسان عطابخش هرنااميد ز درگاه او نيست كس را گريز * ز برنا و پير و غنى و فقير خدائى كه از محض لطف و كرم * رسولان فرستاد نزد امم